|
جمعه ، ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ، ۱۰:۴۸ |
|
ولایت از ریشه ولی گرفته شده و به طور کلی، به معنای تقرب و نزدیکی است. این تقرب و نزدیکی، به واسطه اطاعتی که عبد از مولای خود میکند، حاصل میشود و به وجود آمدن این تقرب، آثاری را به دنبال دارد.
ولایت دارای انواع مختلفی است؛ اما به طور کلی در عالم، دو نوع ولایت حاکم است که عبارتند از: ولایت مثبت و ولایت منفی.
ولایت مثبت؛ این ولایت، همان ولایت مطلق الهی است که از خداوند متعال شروع شده، به ترتیب رسول اکرم، امامان معصوم علیهمالسلام، انبیا و اولیای الهی، فقیهان، متقین و مؤمنین، برحسب درجات ایمان، از آن برخوردار میگردند. در ولایت مثبت، هدف، خداخواهی و رسیدن به توحید است.
در این نوع از ولایت، تنها راهکار، اطاعت و بندگی است که در معارف اسلامی در سه حوزه مشخص عنوان میشود که عبارتند از:
1. عقاید.
2. احکام.
3. اخلاق.
تعبد و عمل به این معارف، آثار زیر را به دنبال خواهد داشت:
1. بصیرت.
2. تسلط بر قوای نفس.
3. تسلط بر قوه خیال.
4. بینیازی روح از بدن.
5. تسلط روح بر جسم.
6. تصرف در عالم طبیعت.
در نتیجه، انسان با هدف خداخواهی و رسیدن به توحید و قرار گرفتن در مسیر بندگی و عبودیت حق، صاحب ولایت شده، به کمال لایق انسانی میرسد.
ولایت منفی؛ ولایت منفی، در مقابل ولایت مثبت قرار میگیرد. این نوع ولایت، همان ولایت شیطان است. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: شیطان بر کسانی که از او پیروی کنند و تابع هوای نفس خویش باشند، ولایت و تسلط پیدا میکند.
در این نوع نظام ولایی، ولایت از خود شیطان شروع شده، به ترتیب، منافقین، کفار و تمام کسانی را که از او تبعیت میکنند، فرا میگیرد. در ولایت منفی، هدف، خودخواهی و خودپرستی است.
در این نوع از ولایت، راه و روش، پیروی از هوای نفس و گامهای شیطان است که بر سه محور زیر انجام میپذیرد:
1. شهوت.
2. غضب.
3. وهم. آثار ولایت شیطانی
این نوع ولایت، مانند ولایت الهی، آثاری دارد که در ظاهر، شبیه به یکدیگر به نظر میرسند؛ ولی در باطن، با هم تفاوت داشته، بر ضد یکدیگر میباشند؛ زیرا یکی انسان را به سعادت و دیگری به ضلالت و بدبختی میکشاند. باید توجه داشت که انحرافات و فریب خوردگیها، از همین جا آغاز میشود؛ زیرا همان کراماتی که از اولیای حق دیده یا شنیده میشود، از این افراد نیز دیده و شنیده میشود و مردم نمیتوانند این دو را از یکدیگر تشخیص دهند. اولیای شیطان نیز به همین وسیله، ادعاهای دروغین خود را مطرح نموده، اقدام به فریب مردم میکنند. ملاکهای تشخیص ولایت مثبت از ولایت منفی
1. در ولایت منفی، تفاوت زیادی بین ظاهر و باطن افراد وجود دارد. آنها ظاهری پسندیده و مقبول و باطنی ناپسند و آلوده دارند؛ ولی در ولایت مثبت، ظاهر و باطن فرد، یکسان است؛ یعنی اگر شخص، ظاهری زیبا و آراسته دارد، باطنش نیز پاک و آراسته است؛ چون انسان سالک، در سیر الی الله به اصلاح باطن خود میپردازد و این اصلاح باطن، در ظاهر او نیز نمایان میشود.
2. اولیای شیطانی در اعمال، رفتار و گفتار خود، به هیچ وجه، تعادل را حفظ نمیکنند و همیشه در حال افراط و تفریط هستند.
3. در ولایت منفی، افراد سعی میکنند تا آن چه که منافعشان را تأمین میکند، مورد توجه قرار دهند و از بقیه مسائل که برای آنها تکلیفآور است، چشم بپوشند؛ در صورتی که در ولایت مثبت، انسان عارف، وظیفه خود میداند که به تمام دستورات خداوند متعال پایبند باشد؛ چون میداند که کمال انسان، در اطاعت محض از مولی است.
4. افراد در ولایت منفی، در زمانها و مکانهای مختلف، تغییر چهره میدهند و به اصطلاح، با جماعت، همرنگ میشوند تا از این طریق، مردم را به خود جذب نمایند؛ چون ملاک عمل برای آنها، فقط نظر مردم و جلب قلوب آنهاست؛ اما در ولایت مثبت، انسان عارف سالک، فقط در پی جلب رضایت الهی است که البته رضایت الهی، سعادت فرد و اجتماع را در پی خواهد داشت.
5. در ولایت منفی، انسانهای شیطان صفت، برای رسیدن به اهداف خود، از هیچ عملی کوتاهی نکرده، به هر کار زشتی دست میزنند؛ از این رو، آنها مرتکب اعمالی چون دروغ، غیبت، تهمت، سخن چینی و... میشوند؛ اما در ولایت مثبت، انسان سالک، ابتدا تمامی رذایل اخلاقی را از خود دور و تمامی فضایل اخلاقی را در خود ایجاد میکند؛ چون در ولایت الهی، هدف، وسیله را توجیه نمیکند.
6. در ولایت منفی، اینها سعی میکنند در تحقق اهداف خود، از اعتقادات، عواطف و احساسات مردم سوء استفاده نمایند؛ ولی در ولایت مثبت، انسان عارف، خود را مسئول میداند و هیچ گاه در پی سوءاستفاده نبوده، هر گاه مردم را در خطر گمراهی میبیند، برای هوشیاری و نجات آنها اقدام میکند.
7. در ولایت منفی، اولیای شیطانی، به دنبال سودجوییهای مادی، اجتماعی، نفسانی و جنسی هستند؛ اما در ولایت مثبت، انسان مؤمن، فقط در پی اصلاح خود و دیگران است.
8. در ولایت منفی، افراد، مردم را به خود دعوت میکنند و از دیگر مسائل، برای بزرگ جلوه دادن خود استفاده میکنند؛ اما در ولایت مثبت، عارف، مردم را فقط به سوی خدا و حق میخواند.
9. در ولایت منفی، شیاطین برای جذب و فریب مردم، سعی میکنند خود را ملتزم به مسائل ظاهری دین نشان دهند؛ در صورتی که در باطن، هیچ پایبندی به دین ندارند؛ ولی در ولایت مثبت، انسان عارف، خداوند را در همه جا حاضر و ناظر میبیند و خود را ملتزم به دستورات الهی میداند.
10. در ولایت منفی، افراد همیشه اشتباهات و کارهای ناپسند خود را توجیه میکنند تا کارهای خود را درست جلوه دهند؛ اما در ولایت مثبت، ولیّ خدا، سعی میکند تا اعمال خود را مطابق دستورات خداوند متعال انجام دهد و اگر سهواً دچار اشتباه شد، توبه نموده، به سوی حق بازگشت میکند.
11. در ولایت منفی، مدعیان دروغین، کارهای خارق العادهای را که از طریق غیرشرعی توان انجام آنها را به دست آوردهاند، به مردم نشان میدهند تا آنها را به خود جلب و اهداف سوء خود را عملی کنند؛ اما در ولایت مثبت، انسان کامل، هیچ گاه چنین چیزهایی را که نشان دهنده مقامات معنوی او باشد، ظاهر نمیکند؛ مگر در مواردی که مصلحتی در جهت هدایت مردم باشد و یا به طور اتفاقی، این امور از او دیده شود.
12. در ولایت منفی، سعی میشود تا مردم از ادای تکلیف شرعی باز داشته شوند؛ زیرا انسان، ذاتاً راحتطلب است و گرایش به نفسانیات دارد و آنها از این طریق میتوانند محبوبیتی در بین مردم کسب کنند؛ ولی در ولایت مثبت، آن چه مهم است، ادای تکالیف الهی است.
13. در ولایت منفی، کارهای خاصی که به عنوان کرامات از افراد سر میزند، محدود به زمان و مکان خاصی است؛ یعنی در هر مکان و هر زمان، قادر به انجام آن کارها نیستند؛ اما در ولایت مثبت، کراماتی که از اولیای حق سر میزند، محدود به زمان و مکان خاصی نیست و هر زمان که اراده نمایند و لازم باشد، قادر به انجام آنها میباشند.
14. در ولایت منفی، افراد سعی میکنند تا در طرح موضوعات و بیان مسائل، فراتر از فکر مردم صحبت کنند تا از این طریق، مردم را به گمراهی بکشانند؛ اما در ولایت مثبت، اولیای الهی، سعی میکنند با مردم، به تناسب عقلشان سخن گویند تا هر کس در هر مرحلهای و به تناسب استعداد خود، بتواند از این سخنان بهرهمند شود و به مقصد اصلی که همان توحید است، برسد.
15. در ولایت منفی، افراد برای تحقق اهداف خود و فریب و انحراف دیگران، به سراغ قشرهای مخصوص میروند؛ مثلاً گروههایی مثل زنان که به دلیل برخوردار بودن از احساسات قوی، زودتر فریب این افراد را میخورند و یا جوانان که به خاطر نداشتن اطلاعات و تجربیات کافی در مسائل اجتماعی، زودتر به دام آنها میافتند؛ اما در ولایت مثبت، ولی خدا، با توجه به وظیفهای که در هدایت مردم دارد، اولاً همه انسانها را مورد خطاب قرار میدهد و ثانیاً با هر قشری، به تناسب سطح علم و اندیشه او، با وی سخن میگوید و او را به سوی حق دعوت میکند.پرسمان :: دی 1385، شماره 52
ديدگاه ها
 |